مهندس جهرمی، مدیرعامل شرکت زیرساخت: دلیل گرانی اینترنت ADSL مدل اقتصادی آن است/فروش سرویس ADSL بر اساس اتصال یک الزام است

مهندس جهرمی، مدیرعامل شرکت زیرساخت: دلیل گرانی اینترنت ADSL مدل اقتصادی آن است/فروش سرویس ADSL بر اساس اتصال یک الزام است

محمدجواد آذری جهرمی پنجمین مدیرعامل شرکت زیرساخت است که اردیبهشت‌ماه امسال (۱۳۹۵) بر مسند ریاست نشست. او در شرایطی مدیریت شرکت زیرساخت را در دست گرفت که این شرکت با بحران‌های متعددی روبه‌رو بود. در سال‌های اخیر، شرکت زیرساخت به خاطر خرید ارزان‌قیمت پهنای باند اینترنت از خارج و فروش گران آن به شرکت‌های اینترنتی و ایجاد انحصار در این بخش، متهم شده و بخش عمده کیفیت بد اینترنت در داخل کشور و رقابتی نشدن آن را به این موضوع نسبت می‌دهند. جهرمی جوان‌ترین مدیر ارشد حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات است و در مراسم معارفه خود خطاب به وزیر ارتباطات گفت:«دکتر واعظی در انتخاب یک فرد جوان برای مدیریت شرکت ارتباطات زیرساخت ریسک بزرگی کردند و امیدوارم با اقدام مناسب و عملی و کمک همکاران پاسخ این اعتماد را بدهیم و جوانان را سربلند کنیم.» او از زمانی که مدیریت زیرساخت را بر عهده گرفته، در مسائل مهمی مانند فیلترینگ ورود کرده و طرح فیلترینگ هوشمند را به مرحله اجرا رسانده است. ما [تحریریه پیوست] با او به گفت‌وگو نشستیم و حرف‌هایی شنیدیم که تاکنون در رسانه‌ها منعکس نشده‌اند. در پایان جهرمی این گفت‌وگو را [با تحریریه پیوست] «مفصل‌ترین» گفت‌وگوی خود در رسانه‌ها دانست. گفت‌وگوی مفصل  با او را در زیر بخوانید:

 

در سال‌های اخیر به صورت مداوم هزینه خرید هر STM1 در داخل کشور، کاهش پیدا کرده است، باز هم این سوال باقی است که لینک‌های STM1 از مبدأ تا لب مرز ایران که می‌رسد، نزدیک دو هزار دلار هزینه دارد، اما از لب مرز که به داخل کشور می‌رسد، رقمی بین ۱۶ تا ۱۸ میلیون تومان هزینه برمی‌دارد. چرا این هزینه برای داخل کشور در این حد بالاست؟
قیمت در بخش‌های مختلف متفاوت است و اول باید مشخص شود در چه حوزه‌ای صحبت می‌کنیم. ما یک خرده‌فروشی داریم که مردم از آن استفاده می‌کنند و شامل هزینه ADSL و موبایل می‌شود. بنا بر گزارش مکتوب مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۱۶، ایران در شاخص مقرون به صرفه بودن خدمات از بین ۱۲۰ کشور دنیا، که در چند سال اخیر رتبه ۱۰۰ به بالا داشت، امسال (۱۳۹۵) به رتبه ۳۷ رسیده است که نشان می‌دهد چیزی نزدیک به ۷۰ رتبه، وضعیتش بهبود یافته است. معنی شاخص مقرون به صرفه بودن ارزانی نیست، بلکه نشان‌دهنده به‌صرفه بودن قیمت است که در آن GDP و درآمد مردم و هزینه‌هایی را که برای اینترنت پرداخت می‌شود در نظر می‌گیرند. ما کاهش تعرفه روی موبایل را به خوبی انجام دادیم اما اینترنت ADSL همچنان جزو سرویس‌های گران ماست. دلیل آن هم قیمت نیست، بلکه دلیل این گرانی مدل اقتصادی ADSL است. در حال حاضر مدل اقتصادی ADSL به صورت گیگ‌فروشی است. چون شرکت‌ها ADSL را بر اساس اتصال نمی‌فروشند و گیگ می‌فروشند، همچنان قیمتش برای مردم مقرون به‌صرفه نیست. اگر بخواهیم شبکه ملی را دایر کنیم و سرویس ویدئویی در کشور شکل بگیرد، این مساله جزو الزامات است که سرویس ADSL بر اساس اتصال فروخته شود، این یک اصل است. با این حال قیمت ما به نسبت قیمت جهانی بهبود پیدا کرده و باید بهتر شود و قیمت خرده‌فروشی ADSL نیز بهتر شود. یک قیمت دیگر در بازار عمده‌فروشی است که ما در این قسمت فعالیت می‌کنیم و در دسته خدمات B2B قرار دارد. تاثیر قیمت ما بر قیمت تمام‌شده شرکت‌های اینترنتی است. بنا بر آمار سازمان تنظیم مقررات، تاثیر قیمت اینترنت ما بر قیمت اینترنت شبکه موبایل پنج درصد و این تاثیر در قیمت اینترنت ADSL یازده درصد است. این آماری است که معاون سازمان تنظیم مقررات بنا بر آخرین محاسبات اعلام کردند. البته ما انتقال بین‌شهری هم داریم که بر آن اساس کل هزینه‌های زیرساخت در اینترنت ADSL به‌ طور کلی ۱۷ درصد و در اینترنت موبایل هشت درصد می‌شود. هزینه پشتیبانی درون‌شهری و بین‌استانی هزینه بالایی است و عمده آن هزینه‌ها مربوط به مخابرات است. مخابرات هم شبکه گسترده‌ای درست کرده و همان شبکه سیمی و مسی، سرمایه‌گذاری و نگهداری نیاز دارد، طبیعتاً درصد بالاتری از هزینه‌ها را هم به خود اختصاص می‌دهد. هیچ شرکت FCP خودش مرکز دایر نکرده و در واقع سرمایه‌گذاری زیرساختی نداشته‌اند، هر چه هست، هزینه‌های جاری است و به همین دلیل درصدشان بالا می‌رود. شاید تاثیر مخابرات بیش از ۴۰ درصد در هزینه‌های آنها باشد، اما ما در این پنج درصد و ۱۱ درصد از دنیا گران‌تریم.

چرا گران‌تریم؟
اینترنت یک سرویس IP و یک سرویس ترانزیت دارد. زمانی که می‌خواهید اینترنت را تهیه کنید، از لب مرز ایران تا POP بین‌المللی، که در واقع برای شبکه طراحی شده است، یک ظرفیتی لازم است و این ظرفیت را باید اجاره کرد و یک STM1 خریداری کرد. پس از آنکه این STM1 دایر شد، باید از POP بین‌المللی که مورد نظر ماست، IP خریداری شود. روی هم رفته باید دو خرید انجام شود و مجموع هزینه‌های ما تا لب مرز برای هر مگابیت بر ثانیه، پنج تا شش دلار درمی‌آید؛ یعنی عددی نزدیک به ۲۲ هزار تومان. اما ما مگ را ۱۰۰ هزار تومان می‌فروشیم و این قیمتی پنج برابر قیمتی است که لب مرز تحویل می‌گیریم. سوال این است که چرا این اتفاق می‌افتد و نکته اینجاست که برای اینکه اینترنت به داخل کشور برسد، همان اینترنتی که لب مرز خریداری شده قابل استفاده نیست و ما باید از نقاط مختلف مرزی فیبر بکشیم و سیستم انتقال گذاشته و شبکه آی‌پی ایجاد شود. این مسائل نیاز به سرمایه‌گذاری کلانی دارد. از سوی دیگر یک سرمایه‌گذاری عمده هم داریم و وظیفه ما ایجاد شبکه پشتیبان است. در دو تا سه سال اخیر تنها بیش از دو هزار میلیارد تومان برای کشیدن فیبر نوری هزینه شده است. بیش از دو هزار میلیارد تومان هم برای تجهیزات انتقال و آی‌پی و دیگر موضوعات هزینه شده است. این سرمایه‌گذاری از سوی دولت انجام می‌شود و طبیعتاً بازگشت سرمایه خواهد داشت. تاکنون اندازه بازار ما به قدری نبوده که کفاف بازگشت سرمایه مان را بدهد. مفهومش این است که هر چه بازار بزرگ‌تر شود، قیمت ارزان‌تر می‌شود. این روال در سال‌های اخیر هم طی شده و هر چه بازار بزرگ‌تر شده، قیمت شرکت زیرساخت کاهش یافته است. در ابتدا هر STM1 ۳۷ میلیون تومان قیمت داشت و به تدریج به ۲۷ میلیون تومان رسید و امروز به ۲۰ میلیون تومان رسیده و در واقع ما ۴۲ درصد کاهش هزینه در این مرحله داشته‌ایم. با هر ۴۰ درصد رشد ترافیک، ۲۰ درصد کاهش قیمت خواهیم داشت.

شرکت ارتباطات زیرساخت بر اساس ماهیتی که دارد، یک شرکت حاکمیتی و دارای انحصار است و یکی از دلایلی که باعث می‌شود این هزینه بالا برود نبود رقابت است. این چالش را چگونه حل می‌کنید؟
این چالش، چالش درستی است. اگر یک فضای رقابتی وجود داشته باشد، برای موضوعات قیمتی شرکت‌های مختلف تلاش می‌کنند و پارامترهای مختلف را تغییر می‌دهند و عددهایشان را کاهش می‌دهند. این حرف درستی است. به نظر من اگر این اتفاق بیفتد، هم تعامل میان پیمانکارها برای تامین تجهیزات و هم مدل نگاه اقتصادی‌ای که به این مجموعه می‌شود، متفاوت خواهد بود. این یکی از چالش‌های خود ما در مجموعه وزارت‌خانه است. از روزی که ما به زیرساخت آمدیم، بحث‌مان این بود که توسعه پروژه‌ها باید مدل اقتصادی داشته باشد، افراد بسیاری در مجموعه وزارت ارتباطات با این نگاه مخالف‌اند و می‌گویند نگاه اقتصادی در اینجا معنی ندارد و نگاه حاکمیتی است. استدلال ما هم بر این است که این نگاه اقتصادی به جیب مردم برمی‌گردد و حاکمیت و اقتصاد در اینجا با یکدیگر تعارضی ندارند.

مصرف‌کننده در یک بازار انحصاری، ناگزیر است پهنای باند را از شما خریداری کند، اما منطقی که بر عرضه‌کننده حاکم است، تجاری است و نتیجه همین وضعیت فعلی می‌شود.
برای نتیجه‌گیری باید به دو مساله توجه کرد. یکی تعریف ذات مساله است که در این مورد حرف شما کاملاً درست است و منطق حاکم بر آن را نمی‌شود رد کرد. زمانی که انحصار می‌آید دو پارامتر مطرح می‌شود. یکی انحصار و قیمت‌گذاری توسط خود مجموعه و دیگری انحصار و قیمت‌گذاری توسط کمیسیون تنظیم مقررات است. بنا بر چارچوب ما، در برخی جاها انحصار شکسته می‌شود و بازار را آزاد می‌کنند. اما در بعضی جاها که انحصار وجود دارد اعلام می‌شود که شما حق ندارید از سوی خودتان قیمت‌گذاری کنید.
اینکه مجموعه‌ای بیاید و کل کشور با این گستردگی را فیبرنوری بکشد و روی تمام آنها سیستم انتقال بگذارد و هزینه‌های نگهداری را پرداخت کند، در دنیا تبدیل به مدل شده که با انحصار کمی فرق دارد. در این مدل، به جای اینکه همه فیبر نوری بکشند، یک نفر فیبر می‌کشد، بقیه هم استفاده می‌کنند. مدل مناسب ما برای اپراتورها این است که ما فیبر نوری را دایر و نگهداری کنیم و هزینه‌های زیرساختی آن را دولت بدهد -که سرمایه‌گذاری عظیمی است- و شرکت‌های خصوصی صرفاً هزینه‌های اجرایی را بپردازند تا بنگاه‌هایی که در این حوزه کار می‌کنند سریع‌تر بتوانند به نتیجه برسند، زیرا سرمایه‌گذاری‌هایی که دولت در این عرصه می‌کند ممکن است بر اساس مدل بازگشت سرمایه هشت یا ۱۰ ساله باشد و در مدل آنها این بازگشت سرمایه چهارساله باشد. این مساله تا زمانی برای اپراتورها خوشایند است که در حیطه همان پنج تا هشت درصد بماند و به یکباره به ۴۰ درصد نرسد. اگر به ۴۰ درصد رسید، مدل اقتصادی آنها ایجاب می‌کند که خودشان فیبر نوری دایر کنند و در آن صورت برای آنها به‌صرفه خواهد بود.

در حال حاضر نیز پیشنهادهایی از این دست مطرح شده است.
آنها در مورد شبکه زیرساخت صحبت می‌کنند. آنها برای انتقال درون‌شهری اعلام آمادگی کرده‌اند که نکته جدی‌ای است. در حال حاضر با توجه به هزینه‌هایی که وجود دارد برای آنها به‌صرفه است که حتی فیبر بکشند یا بنا بر مصوبه ۲۳۰ بروند ساب داکت بگیرند. در حال حاضر در یکی از استان‌های کشور، شرکت‌های FCP، بیست کیلومتر فیبر کشیده‌اند و اعلام کرده‌اند ما با یک‌پنجم قیمت‌های مخابرات، سرویس می‌دهیم. در این صورت مقرون به صرفه است، اما در رابطه با شبکه زیرساخت، من این ادعا را نشنیده‌ام.

بسیاری بر این باورند که می‌توان پهنای باند را از خارج ارزان‌تر خرید و می‌گویند بهتر است زیرساخت به جای اینکه انحصاری عمل کند، رقابتی عمل کند و در این مدل آنها پهنای باند را می‌خرند و تحویل می‌دهند و خودشان همان پهنای باندی را که تحویل زیرساخت داده‌اند، در داخل ایران استفاده کنند. آیا این مساله تاثیری بر کاهش قیمت‌ها خواهد داشت؟
قطعاً اگر هزینه تمام‌شده ما کم شود، قیمت داخل تحت تاثیر قرار خواهد گرفت و این حرف درستی است. اما این ایده که بخریم و بفروشیم را زمانی شرکت‌ها مطرح می‌کردند. در حال حاضر زمانی که ما می‌خواهیم پهنای باندی بخریم، به کسانی که اعلام کرده‌اند توانایی خرید و فروش دارند اعلام می‌کنیم که نیاز به پهنای باند داریم و فراخوان می‌دهیم و به تمام شرکت‌هایی که در داخل این ادعا را داشتند اطلاع می‌دهیم و در مناقصه‌ها شرکت می‌کنند. بنابراین، این حرف آقایان که می‌گویند قیمت تمام‌شده‌ای که ما می‌توانیم تامین کنیم، نسبت به قیمت تمام‌شده زیرساخت کمتر است، زمانی درست بود. نمونه آن، شرکت پیشگامان کویر است که شرکتی به نام شرکت پیشگامان آسیا تاسیس کرد که فیبر هم کشید تا پهنای باند برای ایران تامین کند. در حال حاضر مدیرعامل پیشگامان، در جلساتی که برگزار کردیم، اعلام کرده با قیمت‌هایی که شما می‌خرید من ورشکست می‌شوم. تقریباً از یک سال پیش با روالی که در زیرساخت طی کردیم، توانستیم قیمت کل منطقه را تحت تاثیر قرار دهیم و قیمت‌های بالایی که پیش از این اینترنت زیرساخت بر مبنای آنها تامین می‌شد، دیگر وجود ندارد؛ ما هم با هر کس که ادعایی در این زمینه دارد، آماده مذاکره‌ایم. ما از هر کس که ادعا می‌کند می‌تواند اینترنت ارزان‌تری تهیه کند، استقبال هم می‌کنیم.

حدود یک دهه پیش گزارشی درباره هزینه فیلترینگ روی شبکه منتشر شد. در حال حاضر فیلترینگ ما به صورت متمرکز انجام می‌شود. هزینه فیلترینگ روی شبکه برای هر STM1 چیزی حدود شش هفت میلیون تومان برآورد شده بود و در آن زمان هزینه STM1 نزدیک به ۴۷ میلیون تومان بود. در حال حاضر هزینه فیلترینگ متمرکز روی شبکه چقدر است؟
در حال حاضر فیلترینگ به صورت متمرکز اعمال می‌شود، اما قانون این را نمی‌گوید. قانون جرائم رایانه‌ای به ‌طور شفاف می‌گوید تامین‌کنندگان خدمات دسترسی موظف‌اند دستورات قضایی را اجرایی کنند که در قانون مجازات اسلامی نیز بر همین موضوع تاکید شده است. با توجه به اینکه سه هزار مجوز در کشور برای ISPها داده شده بود، به هم ریختگی و تعدد مجوزها، امکان کنترل بازار و اجرای قانون را نمی‌داد. به همین دلیل هم اعلام کردند شرکت دیتای سابق، که بعدها به شرکت زیرساخت منتقل شد، مسئولیت این موضوع را بر عهده بگیرد. با توجه به نظام‌هایی که در دو سه سال اخیر پیگیری شده‌اند و تجمیع ISPهای سابق و به وجود آمدن FCPها، که تعداد آنها نزدیک به ۱۸ تاست، و حضور سه اپراتور موبایل و قابل کنترل شدن تعداد افرادی که در حال فعالیت در عرصه‌اند، ما بنا بر قانون در تلاشیم مسئولیت را به خودشان برگردانیم. کمیسیون تنظیم نیز در این‌باره مصوبه داده و در مصوبه ۲۳۷ آمده که شرکت‌هایی که تجهیزات حاکمیتی‌شان را خودشان تامین می‌کنند، می‌توانند اینترنت را پنج درصد ارزان‌تر از قیمت تمام‌شده دریافت کنند. بنابراین، کمیسیون تنظیم تاثیر فیلترینگ را پنج درصد می‌داند.

اما پنج درصد هم عدد کمی نیست.
دو نگاه در این‌باره وجود دارد. یک نگاه که بیشتر در غرب متمرکز است می‌گوید مردم خودشان باید مراقب خودشان باشند و برای فیلترینگ از مردم پول می‌گیرند. اینجا هم پول می‌گیرند اما غیرمستقیم گرفته می‌شود. در نگاه غربی، خانواده‌ها باید مسئول باشند اما در جاهایی اجتماعات خودشان مدیریت می‌کنند. به عنوان مثال، مدارس آمریکا خودشان سیستم فیلترینگ دارند، ما بدون آگاهی این حرف را نمی‌زنیم، ‌اگر همین حالا در اینترنت چک کنید، فیلترینگ در مدارس آمریکا -حتی RFBهایی که دارند-را نمایش می‌دهد و این کسب و کار در آنجا فعال است. برخی خانواده‌ها این فیلترینگ را برای منازل‌شان هم تهیه می‌کنند. برخی دانشگاه‌ها هم تهیه می‌کنند. البته مدل‌های گوناگونی برای فیلترینگ وجود دارد و نگاه‌های گوناگونی نیز وجود دارد. اما در نگاه غربی باور بر این است که حاکمیت در این مقولات ورود نمی‌کند. اما در نوع نگاه شرقی به شکل دیگری است. کره جنوبی کشوری با نگاه سوسیالیستی است که ارتشی ندارد و نوع فرهنگ و چارچوبش به صورت دیگری است و ارتباطات نزدیکی با غرب دارد. ژاپن و چین هم به همین شکل است. در ژاپن و چین و دیگر کشورهای شرقی تمام سایت‌های پورنوگرافی توسط حاکمیت مسدود می‌شوند نه توسط مردم. در کشورهای حوزه اسلامی نیز به همین ترتیب است. در پاکستان، امارات و عراق هم به همین شکل است. این دو نگاهی است که درباره موضوع فیلترینگ وجود دارد و نگاه کشور ما نگاه شرقی است. بنابراین حاکمیت در این عرصه هزینه می‌کند؛ یعنی ما اولین کشوری نیستیم که این کار را انجام می‌دهیم و فرایند متمایزی نداریم.
حاکمیت در برخی از کشورهای صنعتی و پیشرفته دنیا هم این کار را انجام می‌دهد، اما اینکه فیلترینگ اینجا با چه سلیقه‌ای انجام می‌شود و آنجا با چه سلیقه‌ای، موضوع بحث ما نیست. مساله این است که این پنج درصد درست است یا خیر و براساس استانداردها تا ۱۰ درصد هم نوع هزینه در مسائل امنیتی و فرهنگی درست است. زمانی یک خبرنگار از من پرسید ۱۱۰ میلیاردی را که دولت برای پالایش هزینه کرده، اگر برای فرهنگ‌سازی مردم هزینه می‌کردید همه چیز درست می‌شد و این هزینه بسیار بالایی است. من در پاسخ گفتم البته فرهنگ‌سازی موضوع مهمی است، اما این رقم را در مقابل چه چیزی بالا می‌دانید. همراه‌ اول و ایرانسل و رایتل در سال گذشته (۱۳۹۴) شاید چهار تا پنج هزار میلیارد تومان برای شبکه‌سازی هزینه کرده باشند. ما در شرکت زیرساخت سه تا چهار هزار میلیارد تومان هزینه کردیم. این هزینه مربوط به حوزه‌های مختلف است. در این سال‌ها برای ساختن این فضا‌ها، هزینه‌های ۱۰ و ۲۰ هزار میلیارد تومانی صرف شده و در برخی از آمارها آمده و ۱۱۰ میلیارد تومان برای بخش صیانت فرهنگی هزینه بالایی نیست. حرف من این است که این پنج درصد پول جیب مردم نیست، بلکه پنج درصد قیمت بازار عمده‌فروشی است. قیمت ما پنج درصد در هزینه تمام‌شده موبایل اثر دارد، پنج درصد در هزینه تمام‌شده می‌شود ۲۵ صدم درصد و تاثیر هزینه پالایش در آن قسمت ۲۵ صدم درصد است. زمانی که می‌گوییم پنج درصد هزینه شرکت‌های اینترنتی، آن هم به همین شکل است و مقدار آن مشخص است. بنابراین، زمانی که آمار ارائه می‌شود باید دید آمار از طرف کجاست و منطق آن چیست. ممکن است شما بگویید ما سر ۲۵ صدم درصد هم مساله داریم، من هم می‌پذیرم.

 

شما گفتید فیلترینگ از حالت متمرکز به سمت حالت پراکنده می‌رود. این اتفاق چه زمانی رخ می‌دهد؟
در حال حاضر این مساله اجرایی شده است. اکنون برای سیستم فیلترینگ بیش از ۸۰ درصد ترافیک کشور در خود شرکت‌ها پالایش می‌شود. فاز دوم پالایش هوشمند نیز همین بوده است.

مدت‌هاست از فیلترینگ هوشمند صحبت می‌شود. منظور از این فیلترینگ هوشمند چیست؟ فیلترینگ هوشمند قرار است در کشور ما خلق شود یا یک مابه‌ازای بیرونی برای آن وجود دارد؟
یکی از اشکالات ما در این فضا این است که هر کدام از ما چیزی را در ذهن‌مان تصور می‌کنیم و بعد می‌بینیم چقدر این سیستم با تصورات ما کار می‌کند و بعد درباره آن صحبت می‌کنیم. فیلترینگ هوشمند تعریف مشخصی دارد و بسیار ساده است. یک مقوله، هوشمندی در عملکرد است که می‌خواهد پالایش را انجام دهد و بحث دیگر هوشمندی در تعیین مصادیق است. ما باید بگوییم مقابل فیلترینگ هوشمند چه بوده است. مقابل فیلترینگ هوشمند سیستم‌هایی بود که بر سر راه ترافیک قرار می‌گرفتند و توان بلاک کردن IP و URL را داشتند. جایی هم به نام دبیرخانه کمیته تعیین مصادیق وجود داشته که افرادی می‌نشستند و آنها باید تمام روز مصداق‌ پیدا می‌کردند و در نتیجه‌ی این کار خودشان، دچار آفت می‌شدند و در معرض این موضوعات قرار گرفتن، خودش فسادآور است. راه دیگری هم بود که مردم گزارش می‌کردند. این مصادیق به صورت ثابت وارد یک دیتابیس می‌شد. حجم فرایندها به اینجا رسید که، به عنوان مثال، زمانی که یک شبکه اجتماعی مانند یوتیوب آمد نگرانی‌هایی در زمینه برخی از مقولات فرهنگی و اجتماعی شکل گرفت و این در حالی است که این شبکه اجتماعی می‌تواند در ارتقای سطح علمی جامعه بسیار موثر باشد، زیرا تجربه جهانی است و تاریخ انسان‌هاست و تعداد کسانی که تجربیات‌شان را به اشتراک می‌گذارند، بسیار زیاد است. گفته می‌شود که در یوتیوب تعداد زیادی مطالب مستهجن وجود دارد. اگر فرض کنیم که ۱۰ میلیارد ویدئو در یوتیوب وجود دارد و تنها سه درصد از این ویدئوها هم مستهجن باشد، عدد بزرگی می‌شود و این عدد بزرگ نگران‌کننده است. اگر یک میلیارد یا حتی ۳۰۰ میلیون ویدئوی غیرمجاز و مستهجن در این شبکه وجود داشته باشد عدد بزرگی است. پس از آن گفته می‌شود که امکان شناسایی این ویدئوها وجود ندارد و زمانی که به این موضوع رسیدند، نتیجه می‌گیرند که کل این شبکه را فیلتر کنند و این روالی بود که پیش از این تجربه شده بود. اورکات، فیس‌بوک و یوتیوب همگی همین وضعیت را داشتند. مساله این بود که این نگرانی به چه شکل می‌تواند برطرف شود. این مساله به دو شیوه قابل حل بود. یک شیوه این بود که چیزی که اعمال می‌شود هوشمند شود و تنها URL نگیرد و بر اساس آن فیلتر کند. شیوه دیگر این بود که خود مصادیق به شکل هوشمندی مشخص شوند. پیش از این در طول یک سال، تیم‌هایی که مجموعه‌های مختلف را رصد می‌کردند یک میلیون و ۲۰۰ هزار آدرس برای فیلتر شدن استخراج می‌کردند. بحث بر این بود که ما با استفاده از الگوریتم‌های هوشمند و با استفاده از هوش مصنوعی این چارچوب‌ها را پردازش کنیم و ببینیم اطلاعاتی که توسط کاربران دیده می‌شود چیست و آنها را پردازش محتوایی کنیم و ببینیم مصداق هستند یا خیر، و اگر هستند، اتوماتیک بسته شوند. آنهایی که در این حوزه تخصص دارند می‌دانند برای دیتابیسی که در آن ۱۰ میلیون خط پالایش وجود دارد -که یکی از آنها فیس‌بوک است و یک خط دیگر یوتیوب است و در نهایت یک‌سوم کل فضای مجازی مسدود می‌شود- این عملکرد راحت‌تری است تا زمانی که سراغ دیتابیسی می‌روید که می‌خواهد ۵۰۰ میلیون درخواست را آنالیز کند و این آنالیز هم نباید تاثیرات کیفی روی شبکه داشته باشد. زیرا زمانی که شما به یک سایت می‌روید و می‌خواهید مصادیق آن را جدا کنید، تعداد مصادیقی که مشخص می‌کنید، به شدت بالا می‌رود. این مساله نیاز به تکنولوژی دارد و ما در این حوزه در لیست تحریم قرار داریم. بنابراین، بحث اول این بود که خود این سیستم هوشمند شود و این هوشمندی تنها در ظرفیت نیست و یک جایی شما می‌گویید یک URL فقط مسدود شود و زمانی هم می‌گویید یک الگو مسدود شود که در این فضا به آن رگولار اکسپرشن گفته می‌شود و خودش سطحی از دانش و هوشمندی است، این مرحله اول هوشمندی بود. مرحله دوم تشخیص اتوماتیک مصادیق بود و نیاز به پردازش تصویر داشت. نیاز به یک بیگ دیتای عظیم دارد. ما در طول یک سال تنها روی اینستاگرام ۹۵ میلیون مصداق غیرمجاز شناسایی کردیم. روز اول یک نمونه‌برداری کردیم، در کشور ما بالغ بر پنج درصد کل فضای اینستاگرام به موضوعات مستهجن اختصاص داشت. امروز بعد از اجرای پالایش هوشمند، این آمار به زیر یک درصد رسیده است. این بدان معنی است که پروژه توانسته تاثیر خودش را بگذارد. می‌توانیم بگوییم مساله‌ای که در سال ۹۳ سخت و ناممکن به نظر می‌رسید، در سال ۹۵ حل شده است. برای این موضوع یک برنامه زمان‌بندی شروع شده بود و هر کس تعبیری می‌کرد. طبیعتاً فیلترینگ می‌تواند چیزی را که می‌بیند فیلتر کند. عده‌ای گفتند به این دلیل که فیلترینگ هوشمند وجود دارد، نمی‌گذاریم واتس‌اپ بسته شود. در حالی که فیلترینگ هوشمند نمی‌تواند روی واتس‌اپ کار کند. زیرا واتس‌اپ یک شبکه end to end encrypted است و نمی‌شود روی آن کار کرد، و راهی جز تعامل با مسئولان آن وجود ندارد. تلگرام نیز به همین شکل است؛ این ترند دنیاست و راهی وجود ندارد، یا باید سرویس بومی داشته باشید یا با صاحبان محتوای بین‌المللی، برای بازاری که در داخل کشور به آنها می‌دهید، تعامل کنید.

اما وزیر ارتباطات هم مرتب درباره فیلترینگ هوشمند صحبت می‌کنند.
با این دیدی که من امروز گفتم به تمام گفت‌وگوهای آقای وزیر نگاه کنید. روز اولی که وارد بحث فیلترینگ شدیم، موضوع این بود که تجمیع فیلترینگ در شرکت زیرساخت بزرگ‌ترین باگ است. در فاز یک باید نشان می‌دادیم که این کار شدنی است و با همان امکاناتی که در شرکت زیرساخت داشتیم، متولیان امر سیستمی طراحی کردند و روی شبکه اجتماعی اینستاگرام، اجرا شد و کار کرد و نتیجه داد. لازمه فاز دوم این بود که همه امکانات به شبکه دسترسی منتقل شود، این کار بسیار سنگینی است. ابتدا یک برآورد کردیم که بر اساس آن فکر می‌کردیم خیلی راحت می‌شود این کار را انجام داد و زمان‌بندی خاصی ندارد؛ یک برنامه ‌زمان‌بندی برای آن پیشنهاد دادند که در آن فکر می‌کردیم در یک بازه زمانی شش‌ماهه می‌توان این تجهیزات را به شبکه دسترسی منتقل کرد. اما پس از آنکه به شرکت‌هایی که قرار بود این تجهیزات را نصب کنند وارد شدیم دیدیم بسیاری از آنها پاور، ظرفیت و بسیاری زیرساخت‌های دیگر را ندارند و واقعیت این بود که جز شرکت‌های موبایل و در واقع در FCPها به جز یکی دو مورد وضعیت بسیار فجیع بود. به همین دلیل زمان زیادی صرف شد تا ساختار شبکه آنها اصلاح شود.

موضوع پهنای باند داخل و خارج نیز موضوع بسیار بااهمیتی است که با جدی شدن بحث شبکه ملی اطلاعات این موضوع داغ‌تر هم می‌شود. یکی از انتقادهایی که وارد است این است که هزینه پهنای باندی که شرکت‌های عرضه‌کننده اینترنت، در داخل و خارج پرداخت می‌کنند، یکسان است. دوم اینکه می‌توانید بگویید میزان مصرف پهنای باند داخل و خارج ما چقدر است؟
این آدرس غلطی است. قیمت پهنای باند اینترنت زیرساخت بالاست و همه این را می‌دانیم و بنا بر هر شرایطی قیمت پهنای باند در کل کشور، چه در مخابرات و چه در زیرساخت، بالاست. بنابراین بخشی از هزینه تمام‌شده شرکت‌ها را شامل می‌شود و زمانی که این هزینه کاهش پیدا می‌کند، یعنی طرف مقابل سودی می‌برد. تا زمانی که پهنای باند مخلوط است، ما برای حمایت از سرویس‌های داخلی باید از پارامتر پهنای باند و تفاوت تعرفه استفاده کنیم. زمانی قیمت به سطح جهانی می‌رسد اما مدل ما متفاوت می‌شود. ممکن است مدل ما روی مالیات برود و نکته این است که امروز مالیات دست وزارت ارتباطات نیست، اما پهنای باند دست وزارت ارتباطات است. سیاست شورای عالی فضای مجازی در تدوین سند الزامات شبکه ملی اطلاعات به نظام دوطرفه‌ای اشاره کرده که این الزامات را ما تبیین نکرده‌ایم، شورای عالی فضای مجازی تصویب کرده است. سازمان تنظیم مقررات بنا بر آن الزام در مصوبه ۲۳۷ نظام دوتعرفه‌ای را در نظر گرفته است، نظام دوتعرفه‌ای در مورد موبایل که اسپانسر دیتا دارد و روی اینترنت ثابت تبدیل به کانکشن فروشی می‌شود. اگر این مصوبه را بخوانید کسی در آن نگفته گیگ را نصف کنید و گران‌تر بدهید؛ در این مصوبه گفته شده که شرکت‌ها اتصال بفروشند و کف ترافیک در آن یک مگابایت تعریف شده و نقطه تمایز در کف ترافیک است. شرکت‌های ارائه‌کننده سرویس ادعا داشتند این قیمتی که کاهش پیدا کرده و به سه هزار تومان رسیده، برای ما صرفه اقتصادی ندارد و هزینه‌ها بالاست و چندین مدل در این‌باره داشتند. ادعا می‌کردند آرپوی آنها ۱۷ هزار تومان است. در قیمت‌گذاری‌ای که شده، یک مگابیت ۲۵ هزار تومان و دو مگابیت بدون محدودیت ۴۰ هزار تومان است. اگر شرکت‌های FCP مشتریان‌شان را به سمت اتصال‌فروشی حرکت دهند، آرپوی ۱۷ هزار تومانی آنها ۲۵ تا ۴۰ هزار تومان می‌شود. سوال اول این است که آمار فروش اتصال توسط این شرکت‌ها بعد از تصویب مصوبه ۲۳۷ چقدر است؟ من فکر نمی‌کنم بیش از ۳۰ هزار مشترک بدون محدودیت فروخته باشند.

یعنی نتوانستند بفروشند؟
نه اینکه نتوانستند، نمی‌خواهند. منفعت شرکت‌های FCP‌ در گیگ‌فروشی است. آنها می‌گفتند گیگی سه هزار تومان برای ما صرفه ندارد اما امروز در بسته‌های یک‌ساله‌ای که ارائه کرده‌اند، تا قیمت گیگی ۵۰۰ تومان هم وجود دارد. اگر مقرون به‌صرفه نیست چطور با این قیمت‌ها ارائه می‌دهند؟ بر اساس چارچوب شرکت‌های FCP، تخفیفی را که به آنها داده شده، روی مجموع سرویس اعمال کردند و امروز در مدل رقابتی‌ای که با هم دارند، نمی‌توانند اینها را از هم تفکیک کنند، به همین دلیل هم بهانه می‌آورند. یکی از ایراداتی که می‌گیرند این است که در تجمیع ترافیک داخلی و خارجی هنوز بخشی از ترافیک داخلی روی زیرساخت می‌رود و بعد وارد شبکه می‌شود. چیزی که ما می‌بینیم پنج درصد است و از آنها هم خواستیم اعلام کنند چند درصد است. یکی ۵/۳ درصد، دیگری ۱۶ درصد و یکی دیگر ۱۳ درصد را اعلام کردند که دلیلش هم سیاست‌های اشتراک‌گذاری متفاوت بود. در کل اینترنت تمام‌شده آنها از اینترنت ما ۱۱ درصد تاثیر دارد و این رقم یعنی ۱/۱ درصد در مجموع؛ آیا این یک و یک‌دهم درصد مانع از این است که آنها اتصال‌فروشی نکنند یا موضوعات دیگری در میان است؟ این موضوع از سوی سازمان تنظیم مقررات نیاز به شفاف‌سازی دارد و مقدمه اجرایی شدن شبکه ملی اطلاعات این است که شرکت‌های FCP، اتصال بفروشند و مدل گیگ‌فروشی را فراموش کنند، تا به این سمت نروند به نتیجه‌ای نمی‌رسند.

اما خود شرکت زیرساخت، به عنوان عمده‌فروش، STM1ها را بر اساس حجم می‌فروشد.
ما حجم نمی‌فروشیم. واحد کانکشن مگابیت است و واحد حجم گیگابیت. ما گیگابایت نمی‌فروشیم، مدل تعرفه ما گیگابیت است و هر میزانی که مصرف می‌کنند مگی پول دریافت می‌کنیم. هزینه شرکت‌ها برای اینترنت یک مگ، ۱۰۰ هزار تومان پول اینترنت زیرساخت، ۱۷ هزار تومان پول انتقال استانی و ۴۰ هزار تومان هم پول مخابرات می‌شود. مجموع آنها نزدیک ۲۰۰ هزار تومان پول کانکشن برای یک مگ می‌شود، آمار ما نشان می‌دهد در بدترین حالت ۵۰ درصد مشتریان اتصال با هم آنلاین می‌شوند و اگر یک شرکت یک میلیون مشترک دارد، پیک کسانی که همزمان مودم‌شان روشن است و استفاده می‌کنند، ۵۰ درصد است و در برخی زمان‌ها پایین‌تر است. ITU می‌گوید کسی که از شما پهنای باند خریده، حداکثر یک بیست و چهارم‌شان با هم از پهنای باند شما استفاده می‌کنند و در تحقیقی که سازمان تنظیم مقررات در ایران انجام داده، این آمار تا یک سی‌ام و یک سی و پنجم هم بالا می‌رود. یعنی آنها می‌توانند در بازار عمده‌فروشی یک مگ، پشتیبان بخرند و ۵۰ مگ دسترسی بفروشند. هر مگ دسترسی که می‌فروشند، قیمتش ۲۵ هزار تومان است و اگر دو مگ بخرند ۴۰ هزار تومان و ۵۰ تا ۲۰ هزار تومان -معادل یک میلیون- درآمد آنهاست که ۲۰۰ هزار تومان هزینه‌اش می‌شود و تمام هزینه‌های دیگر را هم که حساب کنید باز هم برایشان می‌ارزد. این معادله‌ای است که ما به شکل اقتصادی می‌بینیم.

منبع: ماهنامه پیوست